فروغی بسطامی1213-۱274

میرزا عباس بسطامی متخلص به «فروغی» فرزند آقا موسی، متولد 1213 در عتبات(کربلا یا نجف) است. او در ساری اقامت داشت. روزگاری نیز در خدمت فتحعلیشاه بود. وی مدتی را نیز در كرمان در خدمت حسنعلی میرزا شجاع السلطنه– كه حامی «قاآنی» نیز بود– گذراند و همین شاهزاده تخلص «فروغی» را، به مناسبت لقب فرزندش، فروغ‌الدوله، به او داد.
فروغی به مجلس عرفا گرایش داشت و قسمت اعظم عمر خود را به ریاضت و درویشی و گوشه‌نشینی گذراند. هنر فروغی در غزل‌سرایی است و روش حافظ و سعدی را در غزل برگزیده است. غزلیات او در نزد معاصرانش نیز زبانزد بود. دیوان فروغی را تا بیست هزار بیت گفته‌اند.

کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
چشمم به صد مجاهده آیینه‌ساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
بالای خود در آینه‌ی چشم من ببین
تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله‌گاه مومن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یک‌جا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را