بوسه
واژه بوسه در ادبیات کلاسیک ایران جای خاصی دارد واز بعد روانشناسی نیز می تواند جای بحث وبررسی باشد . از نظر روابط اجتماعی وجایگاه آن در آداب ومعاشرت نیز حرف وحدیث فراوان است ودر معاشقه هم که اهمیتش قابل کتمان نیست. لعل لب/ شراب لعل/ قند لب/ شربت شیرین/و.... از تعابیر مختلفی است که در این باب به کار می رود .می خواهم ابیات وآثاری راکه در این مورد به رشته ی تحریر درآمده مرور بکنم .امیدوارم که از نظرات وهمکاری دیگر دوستان هم بهره مندگردم
صدشربت شیرین ز لبت خسته دلان را
نزدیک لب آرند وچشیدن نگذارند
یک بوسه از لبت بده یک بوسه از رخت
تا هر دو راچشیده بگویم کدام به؟
دیدی به چه حیلت ز لبت بوسه ربودم؟
سیگار لبت بوسه زد ومن لب سیگار
دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی است
که اگر باز ستانند دوچندان گردد
نوشم اگر شرابي جانا ز جـام بوســه
هر لحظه جان فشانم در احترام بوسه
بوسيدی و نماندي تا پاسخش بگيري
هر لحظه در كمينم بر انتقام بوسه
بوسيده اي به غفلت مقروض تا قيامت
هر شب ادا بفرما يك قسط وام بوسه
این پست خام وناتمام استاد که تکمیل خواهدشد
شبيه شمع كه خيلي نجيب ميسوزد